چهار كتاب اصلی حدیثی شیعه (كتب اربعه)
«كتب اربعه» یا «اصول اربعه» عنوان چهار كتاب مهم حدیثى شیعه است. از این كتابها در اصطلاح عالمان متأخر با عنوان «جوامع حدیثى متقدم» یا «جوامع اولیه» نیز یاد شده است. این چهار كتاب عبارتاند از:
1. الكافى، نوشته*ی محمد بن یعقوب كلینى (متوفاى 329ق)؛
2. مَن لا یَحضُرُهُ الفَقِیه، تألیف محمدبن على بن بابویه، معروف به شیخ صدوق (متوفاى 381ق)؛
3. تهذیب الاحكام ، نوشته*ی محمد بن حسن طوسى، معروف به شیخ الطائفه (متوفاى 460ق).
4. الاستبصار فِیمَا اختُلف مِن الاخبار ، تألیف شیخ الطائفه
این كتابها شامل 46775 حدیث است كه كافى با 18543 حدیث، مفصلترین، و استبصار با 6437 حدیث مختصرترین آنها است.
نزدیكى دوران زندگی نویسندگان این چهار كتاب به عصر امامان معصوم – كه درود خدا بر آنان باد - ؛ شخصیت علمى و آگاهى گسترده آنان از احادیث؛ شیوه فصل بندی احادیث و جامعیت كتابهاى فراهم آمده، ارزش و اعتبارى ویژه، در مقایسه با سایر آثار روایى، به آنها بخشیده است، به گونهاى كه عالمان شیعه از آغاز تاكنون شروح بسیارى بر آنها نوشتهاند
باقی کلام در ادامه مطلب
سیری در منابع اصلی شیعه
نگاهی به روند تدوین كتب اربعه
كتب اربعه شیعه، گوهرهای گرانبهایی هستند كه از ابتدای تالیف تاكنون مورد توجه علمای شیعه و اقشار مختلف قرار گرفتهاند و در حقیقت، بخش اعظمی از متون دینی و مكتبی تشیع در این 4 كتاب ارزشمند نهفته است.ضرورت شناخت بیش از پیش جامعه نسبت به این 4 مجموعه روایی مهمترین هدف تدوین این مقاله بوده است، ضمن اینكه سعی شده در خصوص روند تدوین این كتب و احوال مولفان آنها توضیحات مختصر و مفیدی ارائه شود تا خوانندگان بتوانند با مطالعه آن، شناخت مناسبی درباره محتویات این كتابها و چگونگی جمعآوری و تدوین آنها كسب كنند.
گفتنی است منابع اصلی نویسنده در تهیه این مقاله 2 كتاب تاریخ عمومی حدیث ، نوشته دكتر مجید معارف و علمالحدیث ، نوشته كاظم مدیر شانهچی بوده است.
تاریخ حدیث شیعه، فراز و نشیبهای متعددی پشت سر گذاشته و حوادث تلخ و شیرینی به خود دیده است و میتوان گفت این دانش همانند هر دانش دیگر، از مراحلی عبور كرده و دورانهایی را به خود اختصاص داده است كه در راس آن میتوان از 2 دوره متقدمان و متاخران یاد كرد. در تمایز این دوره میتوان گفت دوره متقدمان همان 5 قرن نخست هجری است كه در این دوره حدیث شیعه توسط ائمه معصومین علیهم السلام صادر شد، به وسیله اصحاب و راویان آن حضرات به رشته تحریر درآمد، سپس توسط دانشمندان طبقات بعد، دستهبندی و تدوین شد و در نهایت از سوی محدثان سه گانه اول یعنی شیخ كلینی، شیخ صدوق و شیخ طوسی دركتب اربعه جای گرفت.
ضمن اینكه مقصود از دوره متاخران، دوره پیدایش مجامع تكمیلی در حدیث شیعه است. این دوران از ابتدای قرن ششم آغاز شده و تا عصر معاصران ادامه مییابد كه در این عصر نیز محدثان عظیمالشانی همچون شیخ حر عاملی صاحب كتاب وسائلالشیعه، فیض كاشانی صاحب كتاب وافی و علامه مجلسی صاحب كتاب بحار الانوار ظهور كردند.
در مقایسه عصر متقدمان با دوره متاخران میتوان گفت كه حدیث شیعه به واقع محصول دوره متقدمان بوده و آثار دوره بعد به نوعی طبقهبندی، تكمیل و تحلیل آثار متقدمان است. (تاریخ عمومی حدیث، 2 201) بر همین اساس در این مقاله 4 كتاب اصلی حدیث شیعه كه در دوره متقدمان تالیف شده و شالوده و اساس روایات و احادیث شیعه محسوب میشوند (كه عبارتند از الكافی، من لایحضره الفقیه، تهذیبالاحكام و استبصار) در نگاهی اجمالی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
الكافی
ابوجعفر محمد بن اسحاق كلینی رازی، مولف نخستین كتاب از كتب اربعه شیعه به نام الكافی است. زادگاه كلینی، روستای كلین از توابع شهرری بوده و وفات او سال 329 هجری در بغداد اتفاق افتاده است. وی سالهای ابتدای زندگی خود را در زادگاه خود سپری كرد و سپس برای كسب معلومات دینی ابتدا به قم و سپس به حوزههای كوفه، نیشابور و بغداد نیز سفر كرد. (همان، 356)
در مورد وجه تسمیه كتاب كافی به نظر میرسد این كتاب از سوی مولف آن مسمی به كافی نبوده است. اما میتوان احتمال داد كه عنوان الكافی از خطبه وی در شروع كتاب، آنجا كه مینویسد:
«وقلت انك تحب ان یكون عندك كتاب كاف یجمع فیه من جمیع فنون علم الدین...» اقتباس شده است. (همان، 360)
كتاب كافی نزد علما و محدثان شیعه از جایگاه ویژهای برخوردار است. كافی شامل 16199 حدیث و مشتمل بر 30 كتاب در اصول عقاید و احادیث احكام فقهی و در پایان، بخشی در خطب و مواعظ به الروضه است كه بعضی در انتساب این بخش به كلینی تردید دارند. (علمالحدیث 7 96)
با مطالعه مقدمه كافی روشن میشود كه مرحوم كلینی این كتاب را به تقاضای یكی از دوستان و مریدان خود كه احتمالا محمد بن احمد بن عبدالله بن قضاعه صفوانی یا محمد بن ابراهیم نعمانی بوده، نوشته است. او از شیخ كلینی درخواست میكند با نوشتن (كتاب) جامع مذهبی خود گامی در جهت رفع نابسامانیهای موجود بردارد.
ضمن اینكه گفتنی است از اواخر قرن سوم، گامهایی در تدوین حدیث برداشته و كتبی تالیف شد، ولی هیچیك از آنها، دانشمندان را از مراجعه به اصول اولیه بینیاز نكرد، اما مرحوم كلینی با تالیف كافی، دانشمندان را تا حد زیادی از مراجعه به كتب اولیه بینیاز كرد. همچنین میتوان گفت یكی از انگیزههای كلینی در تالیف كتاب خود، كثرت روایات و احادیث متعارض در آن دوره بوده است. (تاریخ عمومی حدیث، 361)
كتاب كافی میان كتب اربعه از نظر احاطه و اشتمال بر فقهیات و عقاید، منحصر به فرد است و شیخ كلینی موفق شده است با جمعآوری روایات در هر باب، اثری بدیع و كمنظیر بهوجود آورد و بسیاری از دانشمندان، مرحوم كلینی را از حیث ضبط و اتقان مورد ستایش قرار داده و كتاب وی را بینظیر یا كمنظیر توصیف كردهاند.
سیره كلینی در زمینه سند روایات، درج آن به صورت كامل است. از اینرو روایات و احادیث كتاب جز در مواردی اندك، مزین به سلسله سندی است كه واسطههای بین او تا امام معصوم علیهالسلام را به طور كامل نشان میدهد. (همان، 3 362)
مرحوم كلینی با بیشترین اقامت در قم موفق شد اكثر روایات خود را از مشایخ و منابع موجود در این شهر به دست آورد و در تالیف كتاب از آن بهرهبرداری كند، اما بررسی اسناد روایات كتاب نشان میدهد كه كلینی روایات خود را در مجموع از 34 نفر روایت كرده است. (همان، 368 358)
از معروفترین شرحها و حاشیههای این كتاب میتوان به مرآهالعقول علامه مجلسی، شرح اصول كافی تالیف امیراسماعیل خاتونآبادی، شرح اصول كافی از ملاصدرای شیرازی، شرح ملاخلیل قزوینی بر اصول كافی به زبان فارسی موسوم به صافی و شرح عربی همین دانشمند به نام شافی و الرواشح السماویه فی شرح الكافی تالیف سیدمحمدباقر محقق داماد اشاره كرد. (همان، 422)
من لایحضره الفقیه
ابوجعفر محمد بن علی بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق از محدثان بزرگ شیعه در قرن چهارم هجری مولف كتاب ارزشمند من لایحضره الفقیه است كه به عنوان دومین كتاب از كتب اربعه شیعه محسوب میشود.
شیخ صدوق در حوالی سال 320 هجری در خانوادهای كه همگی از فضل و دانش بهره داشتند به دنیا آمد و پدر او علی بن حسین بن موسی خود از علمای بزرگ شیعه و استاد و سرآمد محدثان حوزه قم در عصر خود بود. (همان، 371)
شیخ صدوق پس از وفات پدر به مجلس درس ابوجعفر محمد بن حسن بن احمدبن الولید كه از رجال بزرگ شیعه بوده روی آورد و مدت 15 سال از محضر آن دانشمند بزرگ بهره گرفت. وی با فراگیری فقه و حدیث در مكتب این استاد برای نخستین بار با معیارهای نقد و بررسی روایات آشنا شد به طوری كه از برخی كتب شیخ صدوق برمیآید وی به رغم ارادتی كه به پدر خود میورزید در بعضی موارد آرای ابن الولید را به نظرات پدرش ترجیح داده است.
به هر حال، دقت در زندگی هفتاد و چند ساله شیخ صدوق نشان میدهد او سراسر حیات پربار خود را در مسیر تعلیم و تعلم، نگارش و تالیف كتابهای مختلف ازجمله معانیالاخبار، عیوناخبارالرضا، خصال، عللالشرایع، توحید، كمالالدین و همچنین دفاع متعهدانه از مذهب و بالاخره پیشوایی علمی و مرجعیت عامه سپری كرد و سرانجام در سال 381 در شهرری بدرود حیات گفت و همان جا به خاك سپرده شد. (همان، 2 371)
كتاب ارزشمند من لایحضرهالفقیه كه احادیث فقهی را بر حسب فروع آن دستهبندی كرده از زمان تالیف تاكنون مورد توجه محققان واقع شده و به عنوان دومین كتاب از كتب اربعه به حساب آمده است.
درخصوص انگیزه تالیف این كتاب شیخ صدوق خود در مقدمه كتابش مینویسد: «... شریفالدین ابوعبدالله معروف به نعمه بر من وارد شد و با مجالست خویش، مسرت مرا تداوم بخشید. او در اثنای سخنان خود به من خاطرنشان كرد كه محمد بن زكریای رازی كتابی در موضوع طب نوشته و آن را من لایحضرهالطبیب نامیده است و به همین ترتیب، از من خواست به تالیف كتابی در فن فقه، حلال و حرام و شرایع و احكام بپردازم كه این كتاب چكیده جامعی از مصنفاتم در این زمینه باشد و آن را «من لایحضره الفقیه» نامگذاری كنم تا او بتواند به آن مراجعه كند، به مطالب آن اعتماد نماید و تكیهگاه او در فتوا باشد... من در خواست وی را اجابت كردم و این كتاب را برای او با حذف سند نوشتم.
ضمنا من در تالیف این كتاب تنها به ذكر روایاتی پرداختم كه به آن فتوا داده و به صحت آنها حكم میكنم و علاوه بر آن معتقدم كه این روایات بین من و خدای من حجت است». (همان، به نقل از منلایحضر)
آنچنان كه از مقدمه ذكرشده برمیآید، شیخ صدوق كتاب خود را به عنوان یك خودآموز فقهی كه بتواند پاسخگوی مسائل شرعی مردم باشد نوشته است تا یك كتاب درسی برای حوزههای علمی و دینی. مساله قابل ذكر این كه عصر شیخ صدوق دورهای بود كه فقه شیعه هنوز از شكل ماثور خود خارج نشده بود، به این معنی كه در صدور احكام و فتاوا فقهای شیعه تنها از متن روایات و احادیث و آثار بهره میبردند، گرچه گرایشهایی نیز درخصوص استنباط و اجتهادات فقهی به چشم میخورد.
از این رو مرحوم شیخ صدوق با پیروی از روش غالب این دوره، كتاب خود را به عنوان یك رساله عملیه نوشت. این مجموعه فقهی حدیثی با آن كه بیانگر فتاوای شیخ صدوق بود، لكن پس از درگذشت مولف آن منسوخ نشد، زیرا متن آن چیزی جز روایات اهل بیت علیهالسلام نبود، ضمنا با آن كه كتاب در آغاز تنها سندی برای مراجعه مردم به شمار میرفت، ولی بتدریج مورد توجه علما و دانشمندان واقع شد و همراه با كتابهای كافی و تهذیب و استبصار مدار و محور احكام شرعی قرار گرفت. (همان،8 377)
بدون شك حجم قابل توجهی از مطالب كتب و اصول اولیه در این كتاب منعكس شده است كه شیخ صدوق تنها به قسمتی از آنها اشاره كرده است. از میان كتب صدر اول وی به كتابهای حریز بن عبیدالله سجستانی، عبدالله بن علی حلبی و ابن ابی عمیر ازدی دسترسی داشته و این عده بعضا با یك واسطه از راویان امام صادق علیهالسلام بودهاند.
شیخ صدوق همچنین با تكیه بر تصانیف عدهای از بزرگان شیعه همانند علی بن مهزیار اهوازی، حسین بن سعید اهوازی و... كتاب خود را نوشت و این عده علاوه بر آن كه عموما حیات چند نفر از امامان را درك كردند، از وكلا و معتمدان آن بزرگواران به شمار میرفتند، ضمنا هر یك در عصر خود از فحول علمای شیعه و چهرههای موثق و معتبر علمی بودهاند. اما 3 مرجع عمده صدوق در تالیف من لایحضره الفقیه عبارت است از كتاب الرحمه سعد بن عبدالله اشعری، جامع استادش ابن ولید و كتاب شرایع پدرش و میتوان گفت این 3 نفر از شخصیتهای بزرگ شیعه در عصر خود بودهاند. (همان، 378)
كتاب فوق به نقلی شامل 9044 حدیث است (علمالحدیث، 98) و ازجمله شرحها و حواشی معروف این كتاب میتوان به روضهالمتقین تالیف مولی محمدتقی مجلسی معروف به مجلسی اول، معاهد التنبیه تالیف شیخ محمد بن زینالدین شهید ثانی، معراج التنبیه تالیف شیخ یوسف بحرانی و لوامع قدسیه یا لوامه صاحبقرانی به فارسی، تالیف محمدتقی مجلسی اشاره كرد.
تهذیب و استبصار دو اثر گرانقدر شیخ طوسی
ابوجعفر محمد بن حسن طوسی یا همان شیح طوسی فقیه، رجالی، مفسر و محقق بزرگ شیعه است كه وی را به شیخالطائفه لقب دادهاند. وی سال 385 هجری قمری در منطقه طوس خراسان به دنیا آمد و در همان شهر مقدمات علوم را فراگرفت. وی سال 408 هجری برای تكمیل معلومات خود عازم بغداد شد و از این دوره بود كه مراحل ترقی و پیشرفت را بسرعت طی كرد. وی در سال 460 هجری در سن 75 سالگی در نجف اشرف دعوت حق را لبیك گفت. (تاریخ عمومی حدیث، 4 383)
وی نزد شیخ مفید و سیدمرتضی علمالهدی تلمذ كرد و پس از سیدمرتضی 12 سال در بغداد مرجعیت عامه داشت. شیخ پایهگذار علوم اسلامی در مذهب تشیع است و هموست كه حوزه علمی شیعه را به نجف انتقال داد و در واقع تاسیس كرد. شیخ ابتدا كتاب تهذیب را تالیف كرد و به دلیل این كه در جمعآوری این كتاب با تعارض و تنافی ظواهر بعضی از اخبار و روایات مواجه شد، تصمیم گرفت كتاب مستقلی كه جامع این دسته از اخبار و احادیث باشد تدوین كند و از همین رو كتاب استبصار را در این خصوص تالیف كرد. (علمالحدیث، 9 98)
تهذیب الاحكام
كتاب تهذیب یكی از 4 كتاب اصلی و جوامع قدیمی شیعه در رشته حدیث است كه از زمان تالیف تاكنون مورد رجوع فقها و محدثان بوده است. شیخ طوسی این كتاب را از اصول مورد اعتماد قدما و منابعی كه در بدو ورود به بغداد در اختیار بوده است تالیف كرد. قسمتی از این كتاب در دوره حیات شیخ مفید و به عنوان شرح رساله فقهی او یعنی «مقنعه» نگارش یافت. شیخ طوسی در آن زمان 25 یا 26 سال بیشتر نداشت و سپس بعد از وفات استاد خود آن را كامل كرد.
كتاب تهذیب پس از نگارش بسرعت مورد توجه و در حوزههای علمی مورد استنساخ قرار گرفت. این كتاب طبق شمارش مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانی دارای 13590 روایت بوده كه در قالب 23 كتاب فقهی و 393 باب تنظیم شده است. ضمنا به دلیل توجه زیاد علمای شیعه به این كتاب، كتب زیادی بر مبنای تهذیب نوشته شده، به طوری كه گفته میشود 16 شرح و20 حاشیه بر آن نوشته شده است.
اما درباره انگیزه تالیف كتاب تهذیب، شیخ طوسی در مقدمه كتاب خود ابتدا به واقعیت تضاد و تعارض موجود در روایات شیعه در آن دوران و در نتیجه طعن مخالفان نسبت به شیعیان اشاره میكند و پس از آن توصیه شیخی فاضل را در چارهجوی این مشكل یادآور میشود. (همان، به نقل از تهذیب، ج 1)
این گونه كه از مقدمه برمیآید، شیخ طوسی نگارش تهذیب را در حیات استاد خود شیخ مفید آغاز كرد. او موفق شد تمام كتاب طهارت و قسمتی از كتاب صلاه را در حیات استاد خود بنویسد و بقیه آن را پس از وفات استاد مورد نگارش قرار دهد. او رساله مقنعه شیخ مفید را به عنوان چارچوب كار خود انتخاب كرد تا اولا از اعتبار استاد خود به عنوان مرجع شیعیان استفاده كند و ثانیا بین دیدگاههای استادان خود در زمینه حدیث توافق به عمل آورد. (همان، 391)
در جلد نخست كتاب تهذیب، روایات معمولا با سند كامل درج شده و این روایات اكثرا از سوی استاد اول او یعنی شیخ مفید نقل شده است، اما پس از وفات شیخ مفید، شیخ طوسی تصمیم گرفت مستقیما به كتب پیشینیان مراجعه كرده و از این كتب روایات خود را استخراج كند. او به این صورت واسطه میان خود و صاحبان كتاب را حذف كرد و سپس در پایان كتاب برای خارج كردن روایات از عارضه ارسال به نگارش اسامی مشیخه (استادان روایتكننده) مبادرت ورزید.
ضمن آن كه مولفان این مصادر همگی از بزرگان صاحبنام تشیع و از استوانههای گرانقدر مذهب بودهاند و كتابهای شیخ آینهای از آثار و مولفات آنان است. (همان، 392)
مساله مهم قابل ذكر این است كه كتابهای تهذیب و استبصار شیخ طوسی در شناخت شرایطی كه امامان شیعه (علیهمالسلام) در آن به سر میبردهاند و نیز بررسی عنصر تقیه در مسیر حدیث شیعه، منابع مهمی به شمار میروند.
كتاب تهذیب دارای شرحهای متعددی است كه در این میان، میتوان به احیاءالاحادیث محمدتقی مجلسی، ملاذالاخیار نوشته محمدباقر مجلسی، غایهالمرام و مقصودالانام نوشته سیدنعمتالله جزایری، شرح تهذیب تالیف شهید ثانی و شرح تهذیب از محمدامین بن محمد شریف استرآبادی اخباری اشاره كرد. (ر.ك، همان، 425)
استبصار
گفته میشود شیخ طوسی ابتدا كتاب تهذیب را تالیف كرد و از آنجا كه طی جمعآوری آن به تعارض و تنافی ظواهر برخی اخبار برخورد كرد، به فكر تالیف كتاب جداگانهای كه جامع این دسته از احادیث باشد، افتاد و كتاب استبصار را تالیف و با اصول علمی به جمع مضامین و توفیق اخبار اهتمام كرد. كتاب استبصار دارای 5511 حدیث و در 925 باب جمعآوری شده است. (علمالحدیث، 99)
نام كامل این كتاب الاستبصار فی اختلف من الاخبار است و همانند تهذیب از زمان تالیف تاكنون همواره مورد توجه فقها قرار گرفته و به عنوان چهارمین كتاب از كتب اربعه مطرح است.
این كتاب در 3 جزء اصلی تنظیم شده كه 2 جزء آن در عبارات و جزء سوم مربوط به معاملات و بقیه ابواب فقه است.
شیخ طوسی خود درباره انگیزه تالیف این كتاب مینویسد: پس از تالیف كتاب تهذیب، جمعی از دانشمندان كه آن را مطالعه كردند و كتاب جامعی تشخیص دادند و مشاهده كردند، كمتر حدیثی است مگر این كه در آن ذكر شده و برای مبتدی و فقیه و متوسط هر كدام به نحوی قابل استفاده است و همه میتوانند مطلوب خود را از آن برگیرند، خواستار كتابی شدند كه احادیث مختلف به طور اختصار در آن به طور جداگانه جمعآوری شود و در ضمن به این نكته توجه دادند كه برای این مقصود باید عنایت بیشتری مبذول داشت؛ زیرا نفعش بیشتر است.
از سویی به این جهت كه در گذشته هیچ یك از بزرگان علمای ما كه درباره اخبار و فقه و حلال و حرام كتاب نوشتهاند در این باره كتابی تالیف نكردهاند، از من خواستند چنین كتابی را تالیف كنم. (تاریخ عمومی حدیث، 394)
اما درباره سیره شیخ طوسی در درج روایات این كتاب باید گفت او در استبصار نیز از نقطهنظر سند روایات روشی شبیه به تهذیب داشته است، به این معنی كه در دو جزء اول و دوم كتاب، سند روایات را به صورت كامل درج كرده ولی در جزء سوم بیشتر روش اختصار سند و تنظیم مشیخه (استادان روایتكننده) را برگزیده است.
این كتاب از نسخ خطی عتیق و بیمانندی برخوردار است كه تنها 2 نسخه خطی معتبر آن در كتابخانه ملی ملك وجود دارد. همچنین باید گفت براساس بررسیهای به عمل آمده از قرن پنجم تاكنون شرحها و تعلیقات بسیاری بر كتاب استبصار نوشته شده است كه طبق قولی رقم آنها به 24 شرح و تعلیق میرسد كه حاكی از اهمیت این كتاب و توجه دانشمندان شیعه به آن است. (همان، 5 394)
در میان این شرحها میتوان به شرح میرزا حسن بن عبدالرسول حسینی زنوزی، شرح شیخ عبدالرضا طفیلی نجفی، شرح شیخ عبداللطیف بن ابی جامع عاملی با عنوان جامعالاخبار فی شرح الاستبصار، حاشیه میرمحمدباقر داماد، حاشیه سیدنعمتالله جزایری و نیز شرح وی بر استبصار با نام كشفالاسرار اشاره كرد. (همان، 425)
منابع:
1- تاریخ عمومی حدیث، دكتر مجید معارف، انتشارات كویر.
2- علمالحدیث، كاظم مدیر شانهچی، دفتر انتشارات اسلامی.
حامد علیاكبرزاده
تبلیغات 
